امروز شنبه 10 اسفند 1398
bonitalengua.cloob24.com
    0

    آزمون دله DELE (که مخفف کلمه‌های Diplomas de Español como Lengua Extranjera می‌باشد)یک گواهی مدرک زبان اسپانیایی است که پس از امتحان رسمی آن که در ایران توسط کانون زبان برگزار می‌گردد از طرف مؤسسه سروانتس (Instituto Cervantes)به داوطلبان ارائه می‌گردد. این آزمون در ۶ سطح برگزار می‌گردد و قبولی در هر سطح نیازمند کسب ۶۰ نمره از ۱۰۰ نمرهٔ آزمون می‌باشد. اعتبار این مدرک همیشگی می‌باشد و مانند آیلتس و یا تافل پس از گذشت چند سال از بین نمی‌رود.

     

    امتحان DELE یا به عبارتی دیپلم زبان اسپانیایی به عنوان زبان خارجی، مدرک رسمی زبان اسپانیایی می باشد که موسسه سروانتس تحت نظر وزارت آموزش اسپانیا صادر می کند. این امتحان در شش سطح مطابق با استانداردهای تعیین شده برگزار می شود که این سطوح به ترتیب از مقدماتی تا پیشرفته عبارتند از: A1,A2,B1,B2,C1,C2.

    مزایای دراختیار داشتن مدرک DELE:

    • مدرک ارائه شده در تمام دنیا شناخته شده می باشد و قابل ارائه به شرکت های خصوصی یا دولتی، اتاق های بازرگانی، نهادهای آموزشی خصوصی و دولتی و غیره می باشد.
    • مدرک صادر شده تا پایان عمر معتبر می باشد.
    • موجب پرباری بیشتر رزومه ی فرد می شود.
    • به فرد برای دریافت بورسیه تحصیلی و دریافت ویزای دانشجویی کمک می کند.

    چه کسانی واجد شرایط شرکت در امتحان DELE می باشند؟

    تمام افرادی که زبان مادری شان اسپانیایی نمی باشد می توانند در آزمون DELE شرکت نمایند.

    این آزمون به مانند تمام دنیا هر ساله دو بار در ایران برگزار می گردد.

     

            نمونه سوالات آزمون dele سطح A1 - A2 (مبتدی)

            نمونه سوالات آزمون dele سطح B1 - B2 (متوسط)

            نمونه سوالات آزمون dele سطح C1 - C2 (پیشرفته)

     

    0
    سریال کارتونی el mundo de polli (دنیای پوُیی)یک کارتون کودکانه اسپانیایی هست. این کارتون با کلمات و جملات ساده و تلفظ واضح برای یادگیری زبان اسپانیایی در سطح مبتدی و مدیوم بسیار مناسب هست.


    لینک های دانلود:

       
      
      
      
      
      
      
      
      
      
      
      
      
    0

     

    یادگیری مهمترین فعل های بی قاعده اسپانیایی در زمان حال ساده

     

     


     

    verbos irregulares en presente simple en español


     

    verbos irregulares en presente simple en español


     

    افعال بی قاعده در زبان اسپانیولی


     

    0
     

    نوعی از بی قاعدگی در حال ساده، برای اول شخص مفرد هست که آخر فعل به go ختم میشه:


    tener   داشتن
    tengo   دارم

    venir   آمدن
    vengo   می آیم

    hacer   انجام دادن
    hago   انجام میدهم

    decir   گفتن
    digo   میگویم

    poner   گذاشتن
    pongo   میگذارم

    salir   بیرون رفتن، خارج شدن
    salgo   بیرون میروم، خارج میشوم

    oír   شنیدن
    oigo   میشنوم

    traer   آوردن
    traigo   می آورم

    caer   افتادن
    caigo   می اُفتم

    این نوع بی قاعدگی در حال ساده و فقط برای اول شخص مفرد، برای افعالی که گفته شد اتفاق می اُفتد.
    فعل بقیه اشخاص (دوم شخص مفرد، سوم شخص مفرد، اول شخص جمع، دوم شخص جمع، سوم شخص جمع)این نوع بی قاعدگی رو در حال ساده نمیتونن داشته باشن. اگر چه ممکنه بی قاعدگی هایی از نوع دیگر داشته باشند.

    مثلا:
    tener داشتن

    tengo               دارم
    tienes               داری
    tiene                 دارد
    tenemos         داریم
    tenéis              دارید
    tienen             دارند

    فقط  tenemos و tenéis باقاعده هستند. و طبق فرمول، باقاعده صرف شده اند.
    قاعده صرف افعال حال ساده برای افعال مصدر های نوع دوم (مصدر هایی که به er ختم میشوند):
    حذف علامت مصدری و اضافه کردن این پسوند ها برای شش گروه ضمیر فاعلی:
    o
    es
    e
    emos
    éis
    en

    حالا tener رو در نظر میگیریم.
    علامت مصدریش رو حذف میکنیم:
    tener - er = ten
    ریشه مصدر (که ten هست)به دست میاد.

    حالا به ریشه پسوند هارو  اضافه میکنیم:


    ten + o = teno                 tengo
    ten + es = tenes              tienes
    ten + e = tene                  tiene
    ten + emos = tenemos
    ten + éis = tenéis
    ten + en = tenen             tienen

     


    اما چون بی قاعدگی در چهار گروه از ضمایر فاعلی وجود داره، نباید همه رو طبق با قاعده ها صرف کنیم.
    حالا سوال پیش میاد که از کجا باید بفهمیم که یک فعل رو باید با قاعده صرف کنیم یا نه؟
    جوابش اینه که بی قاعده همانطور که از اسمش پیداست، هیچ قاعده و روشی نداره و  ممکنه توی خیلی از فعل ها بی قاعدگی اتفاق بیفته. تنها راهش اینه که بی قاعده هارو حفظ کنیم.

     

    0
     

    برخی از کلمات متضاد در زبان اسپانیایی-unas palabras antónimas en la lengua española

     

    لغات واژه های متضاد اسپانیایی

     

    0


    ¿qué? = چی؟، چه؟


    ¿qué es esto?     این چیه؟

    ¿qué edad tienes?     چند سالته؟

    ¿qué edad tiene usted?     شما چند سالتونه

    ¿en qué trabajas?     کارت چیه؟

    ¿qué oficio tienes?     کارت چیه؟، چه شغلی داری؟

    ¿qué significa?     یعنی چی؟، چه معنی میده؟

    ¿qué significa esta palabra?    این کلمه یعنی چی؟

    ¿qué dices?     چی میگی؟

    ¿qué dijiste?     چی گفتی؟

    ¿qué me dijiste?     چی به من گفتی؟

    ¿qué quieres?    چی میخواهی؟

    ¿qué haces?     چه کار میکنی؟

    ¿qué haces hoy?     امروز چی کار میکنی؟

    ¿qué estás haciendo?     چی کار داری میکنی؟

    ¿qué hora es?     ساعت چنده؟

    ¿en qué puedo ayudarle?     چه کمکی میتونم بهتون بکنم؟

    no sé qué hacer     نمیدونم چی کار باید بکنم

    ¡qué flor más bella!    !چه گل زیبایی

    ¡qué bien!    !چه خوب

    no sé qué quiere decir     نمیدونم چی میخواد بگه

    ¿qué tal?     چطوری؟

    ¿qué tal fue la película?     فیلم چطور بود؟

    ¿qué pasa?     چی شده؟

    ¿qué pasó?     چی شد؟

    ¿qué te pasa?     چت شده؟

    ¿qué está pasando aquí?     اینجا چه خبره؟

    ¿qué haces aquí?     اینجا چه کار میکنی؟

    ¿para qué?     برای چی؟، چرا؟

    ¿qué día del mes es hoy?     امروز چه روزی از ماه هست؟

    ¿de qué tamaño es?     چه سایزی هست؟

    ¿qué te gusta hacer?     چی کار دوست داری بکنی؟

    ¿qué deport te gusta más?     از چه ورزشی بیشتر خوشت میاد؟

    ¿en qué piensas?     به چی فکر میکنی؟

    ¿qué vas a hacer?     چه کار خواهی کرد، چه کار میکنی؟

    ¿qué hiciste?     چی کار کردی؟

    ¿qué has hecho?     چه کار کرده ای؟

    ¿qué tienes?     چی داری؟

    ¿qué tienes que hacer?     چه کاری باید انجام بدی؟

    no se qué tengo que hacer     نمیدونم باید چی کار کنم

    ¿de qué color es tu coche?     ماشینت چه رنگیه؟

    ¿qué libro estás estudiando?     چه کتابی داری میخونی؟

    0
     

    کاربرد های افعال dejar

    فعل های dejar از آن دسته از افعال اسپانیایی هستند که در ترجمه به فارسی چندین معنی میتوانند داشته باشند.

    dejar
    ول کردن، رها کردن، ترک کردن، اجازه دادن، گذاشتن، جا گذاشتن، دادن


    déjalo, no importa
    ولش کن مهم نیست

    tienes que dejar de hacer esto
    باید این کار (انجام دادن این کار)را رها کنی

    mi abuelo había dejado de fumar
    پدربزرگم سیگار را ترک کرده بود

    él dejó a su familia
    او خانواده اش را ترک کرد

    ¿por qué le dejas venir aquí?
    چرا بهش اجازه میدی بیاد اینجا؟

     no me dejan salir esta noche
    امشب بهم اجازه نمیدن بیرون برم

    no deja a sus alumnos hablar inglés en clase
    به شاگرداش اجازه نمیده که در کلاس انگلیسی حرف بزنن

    dejame ver
    بزار ببینم

    ¡dejame en paz!
    راحتم بزار!

    no me dejes solo/a
    منو تنها نزار

    no se puede dejar aquí el coche
    نمیشه ماشین رو اینجا گذاشت

    el fuego deja ceniza
    آتش، خاکستر بر جای میگذارد

    déjame a mí
    بزارش به عهده من

    dejé la llave dentro del coche
    سوئیچ رو توی ماشین جا گذاشتم

     dejaron el bolso en el bus
    کیف رو توی اتوبوس جا گذاشتند

    ¿me dejas tu libro?
    کتابتو به من میدی؟

     

    0
    در زبان اسپانیایی پیشوند ها و پسوند های زیادی به کار برده میشوند. برای کسانی که سطح مقدماتی رو پشت سر گذاشتن و میخوان قواعد کاربردیِ بیشتری یاد بگیرند، آموختن پیشوند ها و پسوند ها خیلی مهم و ضروری هست. یکی از این پیشوند ها که کاربرد زیادی هم داره، پیشوند re هست. قرار گرفتن این پیشوند در اول مصدر ها، فعل ها و کلمات، معنی اون کلمه رو به این شکل تغییر میده:

    - دوباره انجام شدن یا -با شدت بیشتری انجام شدن.

    یعنی این پیشوند، شدت و یا دوباره کاری بودن رو توی کلمه نشون میده. مثلا: enviar یعنی فرستادن. وقتی پیشوند re بهش اضافه میشه به معنای دوباره فرستادن میشه: reenviar

    البته مثل هر پیشوند و هر پسوند دیگه، نمیتوان یک قاعده مشخص برای ترجمه کلمات با این پیشوند در نظر گرفت. مثلا unir به معنای جمع کردن و متحد کردن هست و reunir به معنای گرد هم آمدن و جلسه گذاشتن. پس نمیشه اینجور در نظر گرفت که هر کلمه ای که با این پیشوند دیدیم، به فرم بدون پیشوند اون کلمه فکر کنیم و یه مفهوم "دوباره انجام شدن" به اون اضافه کنیم و برای خودمون ترجمش کنیم. مثلا ترجمه کردن reunir به "دوباره جمع کردن"، همیشه درست از آب در نمیاد.
    و همچنین مثل همه پیشوند ها و پسوند ها، این پیشوند رو هم نمیشه به همه کلمات اضافه کرد و معنی جدیدی از آن ساخت. فقط با تکرار و حفظ کردن هست که میشه یاد گرفت که چه پیشوند ها و چه پسوند هایی را میتوان به چه کلماتی اضافه کرد و معنی متفاوتی به دست آورد.

    مثال هایی برای پیشوند re:

    nacer متولد شدن

    renacer دوباره متولد شدن

    renacido/a دوباره متولد شده

    tocar لمس کردن، نواختن

    retocar ویرایش کردن

    retocado/a ویرایش شده

    retoque ویرایش

    unir جمع کردن، متحد کردن

    reunir جمع کردن، متحد کردن

    reunirse جمع شدن، گرد هم آمدن، جلسه گذاشتن

    reunión گردهمایی، جلسه

    reunido/a متحد شده، جمع آوری شده

    conocer شناختن، بلد بودن

    reconocer تشخیص دادن

    0
    مثال هایی برای conocer

    conocer شناختن، بلد بودن، آشنا بودن، آشنا شدن
    کوُنوُسِر

    ?conoces a él¿ (او را - مذکر-)میشناسیش؟

    کوُنوُسِس آ اِل


    ?conoces a ella¿ (او را – مونث -)میشناسیش؟

    کوُنوُسِس آ اِیا


    ?conoces a juan¿ خوآن رو میشناسی؟

    کوُنوُسِس آ خوآن

     

    sí, conozco a juan آره، خوآن رو میشناسم
    سی کوُنوُسکوُ آ خوآن

     

    ?conoces a alguien aquí¿ اینجا کسی رو میشناسی؟

    کوُنوُسِس آ آلگی اِن آکی

     

    aquí no conozco a nadie اینجا کسی رو (هیچ کسی رو)نمیشناسم
    آکی نوُ کوُنوُسکوُ آ نادیِه

     

    no conocía a nadie – کسی رو نمیشناختم
    نوُ کوُنوُسیا آ نادیِه

     

    ?conoces bien la ciudad¿ شهرو خوب بلدی؟

    کوُنوُسِس بی اِن لا سیوداد

     

    desde que se conocieron, son felices از وقتی که با هم آشنا شدن، خوشبخت هستن
    دِسدِ کِه سِ کوُنوُسِرُن سوُن فِلیسِس

     

    el día que conocí a mi mujer روزی که با همسرم (زنم)آشنا شدم
    اِل دیا کِه کوُنوسی آ می موخِر

     

    quieres conocer gente de méxico میخوای با مردم مکزیک آشنا بشی؟
    کی اِرِس کوُنوُسِر خِنتهِ دِ مِخیکوُ

     

    ?conoces a alguien hable francés¿ کسی رو میشناسی که فرانسوی بلد باشه؟ 

    کوُنوُسِس آ آلگی اِن آبلِ فرانسِس


    ?conoces a alguien que sepa tocar bien la guitarra¿ کسی رو میشناسی که خوب بلد باشه گیتار بزنه؟

    کوُنوُسِس آ آلگی اِن کِه سِپا توُکار بی اِن لا گیتارّا

     

    te conozco bien خوب میشناسمت 

    تِه کوُنوُسکوُ بی اِن

     

    es la mejor manera que conozco بهترین روشیه که بلدم
    اِس لا مِخوُر مانِرا کِه کوُنوُسکوُ